یاس کبود
902 مرتبه خوانده شده
عشق من! پاییز آمد مثل پار
باز هم، ما باز ماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما
گُل دمید و خون نجوشیدیم ما
باز هم، ما باز ماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما
گُل دمید و خون نجوشیدیم ما
باید از فقدان گل، خون جوش بود
در فراق یاس، مشكى پوش بود
یاس بوى مهربانى مى دهد
عطر دوران جوانى مى دهد
یاسها یادآور پروانه اند
یاسها پیغمبران خانه اند
یاس ما را رو به پاكى مى برد
رو به عشقى اشتراكى مى برد
یاس در هر جا نوید آشتى ست
یاس دامان سپید آشتى ست
در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس
بر لبان ما كه مى خندید؟ یاس
یاس یك شب را گُل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست
بعد روى صبح پرپر مى شود
راهى شب هاى دیگر مى شود
یاس مثل عطر پاك نیت است
یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آیینه ها رو كرده اند
یاس را پیغمبران بو كرده اند
یاس بوى حوض كوثر مى دهد
عطر اخلاق پیمبر مى دهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه هاى اشكش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
مى چكانید اشك حیدر را به چاه
عشق محزون على یاس است و بس
چشم او یك چشمه الماس است و بس
اشك مى ریزد على مانند رود
بر تن زهرا، گل یاس كبود
در فراق یاس، مشكى پوش بود
یاس بوى مهربانى مى دهد
عطر دوران جوانى مى دهد
یاسها یادآور پروانه اند
یاسها پیغمبران خانه اند
یاس ما را رو به پاكى مى برد
رو به عشقى اشتراكى مى برد
یاس در هر جا نوید آشتى ست
یاس دامان سپید آشتى ست
در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس
بر لبان ما كه مى خندید؟ یاس
یاس یك شب را گُل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست
بعد روى صبح پرپر مى شود
راهى شب هاى دیگر مى شود
یاس مثل عطر پاك نیت است
یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آیینه ها رو كرده اند
یاس را پیغمبران بو كرده اند
یاس بوى حوض كوثر مى دهد
عطر اخلاق پیمبر مى دهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه هاى اشكش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
مى چكانید اشك حیدر را به چاه
عشق محزون على یاس است و بس
چشم او یك چشمه الماس است و بس
اشك مى ریزد على مانند رود
بر تن زهرا، گل یاس كبود
احمد عزیزی